X
تبلیغات
رایتل

درس ششم عربی چهارم دبیرستان با ترجمه وتمرین

سه‌شنبه 2 دی‌ماه سال 1393

الدرس السادس:درس ششم

بائعةُ الکبریت کان البردُ شدیداً جدّاً و الثّلجُ یَتساقطُ فی ذلک المساءِ کانتْ طفلةٌ تَسیرُ فـﻰ الشوارعِ حافـیةَ القَدَمیْنِ. عندما خرجت من البیت لَبِست حِذاءً... اَلحذاءُ لم یَکُن یَقى قَدَمَیْها من الثَّلْجِ و البردِ؛

دخترک کبریت فروش سرما بسیار شدید بود و برف می بارید. در آن شامگاه کودکی در خیابانها پا برهنه می گشت. هنگامی که از خانه خارج شد، کفشی پوشید ... آن کفش پاهایش را از برف و سرما حفظ نمی کرد ؛

لِأنّه کان فـﻰ الأصلِ حذاءَ اُمِّها و کان الحِذاءُ واسِعاً و مُمَزَّقاً... و لذلک سَقَط مِن قَدَمَیْها فـﻰ الظلامِ عندما کانت تُحاوِلُ أن تَعْبُر الشارِعَ بِسُرعةٍ خوفاً مِن أن تَصْدِمَها سیّارةٌ کانت مُسرعةً و عادَتْ تَبْحَثُ عنِ الحذاءِ فما وجَدَتْه. کانت تحمِل فـﻰ ثَوبها عدداً مِن عُلَب الکبریت. حملت بِیَدِها عُلبةً منها.

زیرا در اصل، آن کفش مادرش بود و کفش ،گشاد و پاره بود ... به همین خاطر در تاریکی، زمانی که تلاش می کرد به سرعت از خیابان عبور کند. زیرا می ترسید که اتومبیلی که به سرعت حرکت می کرد با او تصادف کند، از پاهایش درآمد، پس بازگشت تا کفشش را جستجو کند اما آن را نیافت .. در لباس خود تعدادی قوطی کبریت حمل می کرد. یک قوطی از آن در دستش گرفته بود.

کان النهار قد مَضی و ما باعَت حتّی عُلْبةً واحدةًکانت جائعةً و تشعُرُ بالبرد...

روز به پایان رسیده بود و او حتّی یک قوطی کبریت نفروخته بود. گرسنه بود و احساس سرما می کرد.

رائحةُ الطعامِ تَفوح فـﻰ الشارعِ. کانت لیلةَ عیدٍفـﻰ زاویةٍ بین بیتَیْنِ... جلستِ الطفلةُ... کانت تَخافُ أن تعودَ إلى البیت بِعُلَب الکبریت دونَ أن تبیعَ منها شیئاً. إنّ أباها سیَضْرِبُها. أبوها مریضٌ و فقیرٌ.

بوی خوش غذا در خیابان پراکنده می شد . شب عید بود در گوشه ی میان دو خانه ،دخترک نشست. می ترسید با قوطی های کبریت به خانه بازگردد بدون اینکه چیزی از آنها را فروخته باشد، پدرش او را خواهد زد. پدرش بیمار و فقیر بود.

کادتَ یَداها تَیْبَسانِ من شدّةِ البردِ. أشْعَلَت عوداً من الکبریتِ، ظنَّت أنّها جالسةٌ بجانب مِدْفَأةٍ کبیرةٍ و لکنّ الشُّعلةَ انطَفَأت. أشْعلت عوداً آخَرَ... وَ فـﻰ ضَوئه تَراءَت لها جَدَّتُها العجوزُ الّتـﻰ ماتَت من زمانٍ. بَدَت جدَّتُها طیِّبَةً حَنوناً کما کانت دائماً. هَتَفَتِ الطفلةُ: جَدَّتى!... خُذینـﻰ معک

نزدیک بود دستهایش از شدت سرما خشک شودیک چوب کبریت را روشن کرد، گمان کرد که کنار بخاری بزرگی نشسته است ولی شعله خاموش شد . چوب دیگری روشن کرد . در روشنایی آن مادر بزرگ پیرش که مدتی پیش مرده بود در خیال او ظاهر شد. مادر بزرگش مثل همیشه پاکیزه و مهربان به نظر می رسید. دخترک فریاد زد: مادر بزرگ! ... مرا با خودت ببر!

أسْرَعت الطِّفلةُ فأشْعَلت جمیعَ العیدانِ الّتـﻰ کانَت فـﻰ العُلْبَةِ. کانَت تُریدُ أن تَبْقَی جَدَّتُها لَدَیْها وقْتاً أطْوَلَ... بَدَتْ لَها جَدَّتُها أکَثَرَ جَمالاً. مَدَّت الجَدَّةُ ذِراعَیْها فَحَملتِ الطفلةَ الصغیرةَ و طارَتا معاً إلـی سَماءِ اللَّه حیثُ لاجوعَ و لا بردَ و لا ظُلْمَ  .

دختر بچه به سرعت تمام چوب کبریتهایی را که در قوطی بود، روشن کردمی خواست که مادر بزرگش وقت بیشتری کنارش بماند ...مادر بزرگش زیباتر به نظر رسید. مادر بزرگ دستهایش را گشود و دختر کوچک را در آغوش کشید و با هم به سوی آسمان خدا پرواز کردند، جایی که نه گرسنگی ونه سرما یی است.

و طلَعَ الصّباحُ البارِدُ فَرأی المارَّةُ طفلةً علی شَفَتَیْها اِبْتسامةٌ و قدماتَت من شدَّةِ البردِ و أمامَها عُلَبُ الکبریت الفارِغَةُ...

صبح سرد طلوع کرد و رهگذران کودکی را دیدند که بر لبانش لبخند بود و از شدت سرما مرده بود، دیدند در حالی که قوطی های خالی کبریت رو به رویش بود .

 تمرین های درس ششم

1- افعال ناقصه و حروف مشبهة بالفعل را به همراه اسم و خبر آن ها را معین کن.

قل :هاتو برهانکم إن کُنتُم صادقینَ.
کُنتُم: از افعال ناقصه ،
تُم : اسم «کان» و محلاً مرفوع ،
صادقینَ : خبر «کان» و منصوب 
2- و ما یدریکَ لعلّ الساعة قریب .
لعلّ : از حروف مشبهة بالفعل 
الساعة : اسم «لعلّ» و منصوب
قریبٌ : خبر «لعلّ» و مرفوع 
3- إنّ اللهَ کان غفوراً رحیماً.
إنّ : از حروف مشبهه ،
الله : اسم «انّ» و منصوب،
کان غفوراً : خبر «انّ» و مرفوع 
کان: از افعال ناقصه ،
هو : مستتر اسم «کان» و محلاً مرفوع ،
غفوراً : خبر «کان» و منصوب 
4- و اوصانی بالصّلاة و الزکاة مادُمْتُ حیّاً. 
ما دُمْتُ : از افعال ناقصه ،
تُ : اسم «مادام» و محلاً مرفوع ،
حیّاً : خبر «مادام» و منصوب

5-فَألّفَ بینَ قلوبَکُم فَأصبَحتم بنعمته إخواناً.

اصبحتم : از افعال ناقصه ،
تُم : اسم «اصبح» و محلاً مرفوع ،
اخواناً: خبر «اصبح» و منصوب .

التمرین الثانی:
 افعال مقاربه و لای نفی جنس را به همراه اسم و خبر آن ها معین کن1-  انْ یکادُ الّذینَ کفروا لیُزلقونک بأبصارهم لمّا سَمعُوا الذّکر.یکادُ : از افعال قاربه
الّذین : اسم «یکاد» و محلاً مرفوع
یُزلقونَ : فاعل و فعل آن ضمیر بارز «واو» خبر «یکاد» و محلاً منصوب( خبر افعال مقاربه باید فعل مضارع باشد)

2- لا ایمانَ لِمن لاأمانةَ له ولا دینَ لمن لا عَهدَله. لا ، لای نفی جنس 
ایمانَ  - أمانة - دین -عهدَ:‌اسم «لای نفی جنس» و مبنی بر فتح ومحلاً منصوب.

 3- لااله الاالله 
لا : لای نفی جنس
الة : اسم لا و مبنی بر فتح ، محلاً منصوب 
موجودٌ : خبر محذوف «لا» و مرفوع در اصل : لا الهَ (موجودٌ) الا الله

4-عسی الکرب الذی أمسیتُ فیه یکون وراءهُ فرجٌ قریبٌ.
عسی: از افعال مفاربه،
الکرب : اسم «عسی» و مرفوع ،
یکون : خبر «عسی» و منصوب

یکون : از افعال ناقصه ،
فرجٌ : اسم موخر «یکون» و مرفوع ،
وراء ه : خبرمقدم «یکون» و منصوب

5- کاد الفقرُ أن یکونَ کفراً.

کاد : از افعال مقاربه ،
الفقر: اسم «کاد» و مرفوع ،
آن یکون: خبر «کاد» و منصوب محلا.

یکون : از افعال ناقصه ،
هم مستتر : اسم «یکون» و محلاً مرفوع ،
کفرا : خبر «یکون» و منصوب

التمرین الثالث
 
در عبارت های زیر اشتباهات را با ذکر دلیل اصلاح کنید. 1- ذلک الطالبةُ تأخُذُ تتغلّبَ علی مصائب الحیاة
تلک : چون «الطّالبة» مفرد مؤنث است .أخَذَت : چون این فعل را از افعال مقاربه بوده و جامد است و مضارع ندارد
تتغلّبُ : چون مضارع مرفوع است و بدون ادات ناصیه و جازمه آمده است

2- جعلَ الطفلُ سَلّمَ علی الآخرونَ.

یسلّم : چون خبر افعال مقاربه فعل مضارع است و بدون ادات ناصیه و جازمه آمده است.

الاخرین: چون مجرور به حرف جراست.

3-  الیس تدبیرٌ لکلِّ وقتٍ؟ 
چون اسم لیس (تدبیرٌ) نکره و خبر آن شبه جمله است، بنابراین خبر باید بر اسم مقدم شود .

4-عِش قانعاً تَکُن مَلِکٌ.

ملکاً: چون خبرافعال ناقصه است.

5- لا التوبیخَ تفیدَاللّجوجَ.

توبیخَ: چون اسم لای نفی جنس نکره است.

یفید : چون مذکر است .

التمرین الرابع:

 برای تجزیه و ترکیب (مطابق قواعدی که تاکنون خوانده ایم)
کُنتم خیرَأمّةٍ أُخرجَت لِلنّاس.

کنتم // فعل ماض – للمخاطبین – مجرد  ثلاثی - ، لازم، مبنی  ؛فعل معتل ناقص، مبنیّ للمعلوم //فعل واسم آن تُم

خیر //اسم ؛مفرد -مذکر ؛نکره – معرب  ؛ ؛جامد - منصرف- صحیح الاخر//منادای خبر کنتم ومنصوب

امّةٍ //اسم ؛مفرد -مونث ؛نکره – معرب  ؛ ؛جامد - منصرف- صحیح الاخر//مضاف الیه ومجرور

أُخرجَت // فعل - الماضی– للغایب– مجرد  ثلاثی -متعدی، مبنی علی الفتح ، مبنیّ للمعلوم //فعل وفاعل آن (هی) مستتر

لِ //  حرف جر - عامل – مبنی علی الکسر ______

ال //حرف تعریف- غیر عامل –مبنی علی السون //---------
ناس // اسم – مفرد – مذکر- معرفه به ال – جامد – معرب -  منصرف – صحیح الآخر //مجرور به حرف جر

التمرین الخامس:

 علت نصب و رفع کلمات را در ابیات  زیر را ذکر کنید. 
1-  ثَبَتت علی حفظِ العهودِقلوبنا // إنَّ  الوفاءَ سَجیّةَ الأبرار

الوفاءَ : اسم إنّ ومنصوب 
مسجیّة: خبر ان و مرفوع

2- قُم للمعلّم وفّه التبجیلا / کادالمعلّم أن یکونَ رسولا
«
ه» در وفّه مفعول به اول و محلاً منصوب
التبجیلا : مفعول به دوم و منصوب
المعلّمُ : اسم کاد و مرفوع 
رسولاً : خبر «کانَ و منصوب» أن یکونَ خبر «کادَ » و محلاً منصوب
3- العلمُ انفس شیءٍ انت ذاخره / / منْ یدْرسُ العلم لمْ تدرْسُ معالمه 
العلمُ : مبتدا و مرفوع
انفسُ : خبر و مرفوع 
انتَ : مبتدا و محلاُ مرفوع
ذاخُر : خبر و مرفوع 
ه: مفعول به برای شبه فعل «ذاخر» و محلا منصوب
مَنْ : مبتدا و محلاَ مرفوع ، یدْرُسُ :‌جمله ی فعلیه ، خبر برای مبتدا و محلاً مرفوع االْعلم : مفعول به و منصوب
معالِمُ : فاعل و مرفوع

التمرین السادس:

با کمک گرفتن از نواسخ با هر یک از کلمات زیر جمله ای بساز که از پنج کلمه کمتر نباشد:الاجتهاد : إنّ الاجتهادَ منْ رمُوز النّجاح فی الحیاة 
اللغة العربیة : لیتَ التلامیذَ یتَعَلّمونَ اللغَة العربیةَ فی المدرسة .

الطّلاب : أخذ الطّلابُ یقروونَ دروُسَهُم للامتحانِ.

التمرین السابع:
کلمات متضاد ومترادف رامعین کن:

الفارغ # المملوء (خالی # پُر)      البرد #  الحَر (سردی # گرمی )


حاوَلَ = سَعَیَ (تلاش کرد)           القدم = الرِجل (پا)    

         

النهار # اللیل (روز # شب )       أشعَلَ # أطفَأ (روشن کرد # خاموش کرد)


لَدی = عند (نزد)                  أمام # وَراء (جلو # پشت)

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد